تغذیه مرحله ای در تولید جوجه های گوشتی – پتانسیل و خطرات

برای افزایش وزن بهینه جوجه های گوشتی، جوجه ها باید در اسرع وقت پس از جوجه ریزی، غذای کافی دریافت کنند، زیرا تغذیه با کیسه زرده در روزهای اول صرفاً می تواند نیازهای نگهداری را برآورده کند.
نیاز روزانه به اسیدهای آمینه تا حدود روز ۴۰ افزایش مییابد، همراه با افزایش مصرف روزانه غذا تا حدود روز ۵۵. ترکیب این اطلاعات نشان میدهد که سطح اسیدهای آمینه در جیره غذایی ابتدا بالا است اما با افزایش سن کاهش مییابد.
• تامین مواد مغذی برای جوجه های گوشتی را می توان از طریق ترکیب مناسب طول فاز و غلظت مواد مغذی بهینه کرد و در عین حال پارامترهای دیگر را نیز در نظر گرفت، به ویژه جنبه های کارایی هزینه.
• در حالت ایده آل، خوراک باید به طور روزانه تنظیم شود تا نیازهای جوجه های گوشتی در شرایط معین برآورده شود. سیستم های تغذیه گندم کامل همانطور که در دانمارک انجام می شود این امکان را ارائه می دهد.
• تغییرات طول فاز یا نسبت اختلاط گندم و کنسانتره باید با تنظیمات تغذیه ای همراه باشد تا از ضررهای اقتصادی جلوگیری شود.
تغذیه بهینه از روز اول زندگی شروع می شود
به محض اینکه انسانها و حیوانات متولد میشوند به یک منبع غذایی خارجی وابسته هستند که آنها را قادر میسازد انرژی و مواد مغذی مورد نیاز خود را برای حفظ متابولیسم و رشد خود برآورده کنند. این تغییر در تغذیه در پستاندارانی که پس از قطع شدن بند ناف، نیاز به تغذیه کامل خارجی دارند، شدیدتر است. در مقابل، طیور و در نتیجه جوجههای گوشتی نیز دارای ذخایر انرژی و مواد مغذی خاصی در کیسه زرده پس از جوجهکشی هستند که در اولین ساعات یا حتی روزهای اول زندگی میکنند. با این حال، باید به خاطر داشت که کیسه زرده صرفاً نیازهای نگهداری را برآورده می کند. بیگوت و همکاران در تحقیقات خود. (2003) رشد وزن بدن و رشد وزن دستگاه گوارش و ماهیچه سینه را در دو گروه از جوجه های گوشتی مورد مطالعه قرار دادند. در حالی که یک گروه بلافاصله پس از هچ به خوراک دسترسی داشتند، در گروه دوم تامین خوراک به مدت 48 ساعت به تعویق افتاد. جوجههای گوشتی که در ابتدا از خوراک محروم شدند، هیچ افزایش و یا کاهشی در وزن بدن نشان ندادند، در حالی که جوجههایی که بلافاصله خوراک در دسترس داشتند شروع به خوردن آن کردند و به سرعت افزایش وزن را نشان دادند. یک اثر یکسان برای رشد وزن دستگاه گوارش و ماهیچه سینه توصیف شد. بیگوت و همکاران (2003)، همچنین با مطالعه کاهش وزن و جذب کیسه زرده در روزهای اول زندگی، هیچ تفاوتی بین دو گروه آزمایشی مشاهده نکرد، که نشان میدهد کیسه زرده فقط نیاز نگهداری را برآورده میکند. بنابراین، جوجه ها باید در اسرع وقت اجازه داده شوند تا برای تغذیه دسترسی داشته باشند.
این نه تنها دسترسی زودهنگام بلکه غلظت مواد مغذی در جیره و ترکیب آن است که بر مرحله اولیه رشد و در نتیجه عملکرد کلی جوجههای گوشتی تأثیر میگذارد. به عنوان یک قاعده کلی، تفاوت وزن بدن ۱۰ گرم در روز دهم به طور متوسط به تفاوت ۳۰ تا ۵۰ گرم در روز ۳۵ تبدیل میشود.
در یک آزمایش دوز-پاسخ که با جوجههای گوشتی در دانشگاه کشاورزی وروتسواف، لهستان انجام شد، سطوح Met+Cys از روز ۱ تا ۱۴ بهصورت تدریجی افزایش یافت. علاوه بر رشد وزن، رشد دستگاه گوارش و جذب کیسه زرده نیز مورد مطالعه قرار گرفت. تأثیرات قابل توجهی از افزایش سطوحMet+Cys بر افزایش وزن در روز پنجم مشاهده شد (شکل ۱). این تأثیرات با افزایش سن مشخصتر شدند و با رشد بیشتر دستگاه گوارش همراه بودند. جذب کیسه زرده تحت تأثیر میزان Met+Cys قرار نگرفت.

شکل 1: اثرات افزایش سطوح متیونین و سیستئین جیره بر رشد وزن بدن جوجه های گوشتی تا روز 14 (جمروز و همکاران، 2006)
هدف تغذیه مناسب پرنده در طول چرخه تولید است. از دو مثالی که در بالا توضیح داده شد، میتوان دریافت که برای تولید بهینه جوجههای گوشتی، جوجهها باید در اسرع وقت به خوراک دسترسی داشته باشند و جیرههایی دریافت کنند که حاوی همه مواد مغذی به مقدار کافی و متعادل باشند.
در حالی که این مورد به طور کلی برای تمامی مراحل رشد جوجههای گوشتی قابل استفاده است، یک چالش اساسی وجود دارد: نیاز به مواد مغذی روزانه متفاوت است. علاوه بر این، میزان مصرف خوراک روزانه نیز به صورت پیوسته تغییر میکند.
بنابراین، برای بهینهسازی تغذیه، باید هر دو جنبه هماهنگ شوند تا یک مبنای مناسب برای تأمین نیازهای غذایی
شکل 2 میزان مصرف روزانه مواد مغذی، مصرف خوراک روزانه و محتوای بهینه مواد مغذی را نشان میدهد که برای Lys قابل هضم، اسید آمینه مرجع در مفهوم پروتئین ایدهآل (متعادل) نمونهای است. همانطور که از منحنی ها مشاهده می شود، نیاز روزانه به Lys از جوجه ریزی تا حدود روز 40 روزگی افزایش می یابد و پس از آن دوباره کاهش یابد. این الگو منعکس کننده افزایش روزانه است که با منحنی بسیار مشابه مشخص می شود. علاوه بر این، مصرف خوراک روزانه نیز با افزایش سن یا وزن بدن تغییر می کند و حدود 14 روز بعد به حداکثر خود می رسد. از دو نمودار، سطح بهینه Lys قابل هضم در خوراک را می توان با تقسیم تقاضای Lys بر مقدار خوراک مصرفی بدست آورد. یک روش مشابه را می توان برای تمام مواد مغذی و جیره غذایی نیز اتخاذ کرد. در این زمینه همه عوامل موثر بر مصرف خوراک اساسا مهم هستند.

شکل 2: رابطه بین نیاز روزانه به لیزین قابل هضم (سمت چپ، سبز تیره)، مصرف خوراک روزانه (سمت چپ، خط سبز روشن) و سطح لیزین قابل هضم بهینه در جیره (سمت راست)
نزدیک شدن به شرایط ایدهآل
در اکثر کشورهای جهان، تغذیه مرغهای گوشتی تا زمان کشتار، در دو تا پنج فاز انجام میشود. هر فاز شامل یک دوره کوتاه تأمین کمتر از حد بهینه و یک دوره کوتاه تأمین بیش از حد است (شکل3).
هرچه تعداد فازها بیشتر باشد، تنظیم تغذیه به منحنی ایدهآل نزدیکتر خواهد شد. بنابراین، از دیدگاه تأمین مواد مغذی، شرایط مطلوب مستلزم تنظیم روزانه ترکیب خوراک است. استفاده از گندم کامل، روشی است که معمولاً در دانمارک به کار گرفته میشود و بر همین اصول استوار است.
در این روش، یک فناوری تغذیه مناسب برای تنظیم نسبت گندم آسیابنشده و کنسانتره مورد استفاده قرار میگیرد، به طوری که بر اساس یک برنامه روزانه تغییرات اعمال شوند. در این راستا، ترکیب کنسانتره و نسبت اختلاط از عوامل کلیدی موفقیت هستند. این موضوع در ادامه مقاله مورد بحث قرار خواهد گرفت.

شکل 3: برنامه تغذیه سه فازی (سمت چپ) و پنج فازی (راست) برای لیزین قابل هضم به تصویر کشیده شده است.
طول فاز و غلظت مواد مغذی باید با یکدیگر هماهنگ باشند.
تعداد و طول فازها باید مطابق با منحنی تقاضا باشد. اساسا، سطح اسید آمینه بهینه جیره غذایی با افزایش سن کاهش می یابد، در حالی که محتوای انرژی افزایش می یابد. پروتئین یا آمینو اسیدها و انرژی آن دسته از اجزای جیره هستند که بیشترین هزینه را به همراه دارند و در کل خوراک تقریباً دو سوم هزینه تولید را تشکیل می دهند. بنابراین، جستجوی مستمر برای یافتن روشهای جدید برای بهبود سودآوری از طریق تغییرات خوراک در حال انجام است. مفاهیم تغذیه مدرن که معمولاً شامل فرمولاسیون جیره غذایی بر اساس اسیدهای آمینه قابل هضم می شود می تواند هزینه خوراک را کاهش دهد (Rostagno and Pack, 1995) یا پیش بینی عملکرد قابل اطمینان تری را امکان پذیر می کند (Lemme et al., 2004) که در دراز مدت در سودآوری بهبود یافته منعکس خواهد شد. پذیرش مداوم مفهوم پروتئین ایده آل در ارتباط با سطوح اسید آمینه جیره ، حتی اگر هزینه خوراک را کاهش نمی دهد، تأثیر قابل توجهی بر رشد و به ویژه بر ضریب تبدیل خوراک دارد (Wijten et al., 2004a, b; Lemme et al., 2006).
با این حال، همه استراتژیهای اتخاذ شده برای بهبود سودآوری از طریق تغذیه، لزوماً پایدار نیستند. در حالی که هزینه جیرههای مرغ گوشتی با پیشرفت فاز کاهش مییابد، یعنی از خوراک پیشآغازین تا خوراک پایانی، مصرف خوراک روزانه، همانطور که در شکل 2 مشاهده میشود، تا حدود روز 55 افزایش مییابد. مصرف بالای خوراک، بهویژه در مراحل پایانی پرورش، هزینههای جیره را به طور قابل توجهی افزایش میدهد. مطالعات انجامشده توسط Wijtten et al. (2004b) و Kidd et al. (2005) نشان دادهاند که کاهش سطح مواد مغذی یا اسیدهای آمینه از دیدگاه اقتصادی منطقی نیست.
از سوی دیگر، برخی تولیدکنندگان گاهی فازهای اولیه با جیرههای گرانتر را کوتاهتر کرده و در عوض، خوراک پایانی ارزانتر را برای مدت طولانیتری ارائه میکنند. بنابراین، این سؤال مطرح میشود که آیا این استراتژی واقعاً به بهبود مورد انتظار در صرفهجویی اقتصادی منجر میشود یا اینکه طول بهینه فازها برای ترکیب جیرهای مشخص کدام است. این موضوع در مطالعات مختلف، از جمله تحقیقات شخصی، مورد بررسی قرار گرفته است.
صالح و همکارانش تعدادی مقاله در این زمینه منتشر کردند که همگی به نتایج مشابهی رسیدند. در مطالعهای که اینجا مطرح شده، صالح و همکاران (1997) در حالی که از جیرههای استاندارد استفاده میکردند، مدت زمان فازهای آغازین، رشد و پایانی را در یک دوره 42 روزه تنظیم کردند.
جزئیات آزمایش:
- جیره آغازین برای مدت 7، 14 یا 21 روز ارائه شد.
- جیره رشد بسته به مدت فاز آغازین، از 0 تا 35 روز متغیر بود.
- جیره پایانی به تناسب، برای 0 تا 21 روز ارائه شد شکل 4
نتایج:
- در نگاه اول، طول دوره آغازین تأثیر محسوسی بر رشد وزن بدن نداشت، که ممکن است به ترکیب جیره غذایی مرتبط باشد.
- در مقابل، مدت زمان فاز رشد و پایانی اثر مشخصی داشت. افزایش وزن به تدریج با افزایش زمان مصرف جیره پایانی (به قیمت کاهش فاز رشد) مختل شد. تبدیل خوراک نیز الگوی مشابهی نشان داد (دادهها ارائه نشدهاند).
- پرندگانی که برای مدت طولانیتر با خوراک پایانی تغذیه شدند، چربی بیشتری ذخیره کردند که نشاندهنده عرضه بیش از حد انرژی بود.
دلایل این پدیده:
- کاهش زودهنگام سطح اسیدهای آمینه در اثر تغییر زودهنگام از جیره رشد به جیره پایانی، که باعث محدود شدن رسوب پروتئین شد و انرژی اضافی به صورت چربی ذخیره شد.
- محتوای انرژی خوراک پایانی که 55 کیلوکالری بر کیلوگرم بیشتر از خوراک رشد بود، که باعث تشدید عرضه انرژی اضافی نسبی شد.
نتیجهگیری: هرگونه تغییر در مدت فازهای تغذیه، به ویژه در مراحل پایانی، باید با تنظیم سطح انرژی و مواد مغذی همراه باشد تا از کاهش عملکرد جلوگیری شود.

شکل 4: اثرات تغییر طول فاز آغازین، رشد و پایانی در جیرههای استاندارد تعیینشده (آغازین: 3135 کیلوکالری ME/kg، 21.3٪ پروتئین خام، 0.93٪ متیونین+سیستئین؛ رشد: 3195 کیلوکالری ME/kg، 20.2٪ پروتئین خام، 0.85٪ متیونین+سیستئین؛ پایانی: 3250 کیلوکالری ME/kg، 17.7٪ پروتئین خام، 0.77٪ متیونین+سیستئین) و دوره تغذیهای 42 روزه بر افزایش وزن (سمت چپ) و ذخیره چربی در مرغهای گوشتی (سمت راست؛ طبق صالح و همکاران، 1997).
طول فازبندی بهینه برای یک خوراک خاص چیست؟
این موضوع توسط روش و همکارانش (۲۰۰۴) بررسی شد. برای این منظور، محققان یک طرح آزمایشی اختصاصی را انتخاب کردند که برای محاسبهی مدتزمان بهینهی هر یک از سه مرحله (روش سطح پاسخ) استفاده شد. در سه تیمار، تنها خوراک آغازین، تنها خوراک رشددهنده، یا تنها خوراک پایانی به مدت ۴۸ روز تغذیه شد. در هفت تیمار دیگر، طول دورهی آغازین، رشددهنده و پایانی تغییر داده شد (شکل ۵)

“تأثیرات تغییر طول مراحل آغازین، رشددهنده و پایانی در جیرههای استاندارد تغذیه (آغازین: ۳۲۰۰ کیلوکالری انرژی قابل متابولیسم در هر کیلوگرم، ۲۳٪ پروتئین خام، ۰.۹۳٪ متیونین+سیستئین؛ رشددهنده: ۳۲۰۰ کیلوکالری انرژی قابل متابولیسم در هر کیلوگرم، ۲۰٪ پروتئین خام، ۰.۷۲٪ متیونین+سیستئین؛ پایانی: ۳۲۰۰ کیلوکالری انرژی قابل متابولیسم در هر کیلوگرم، ۱۸٪ پروتئین خام، ۰.۶۰٪ متیونین+سیستئین) و یک دورهی تغذیهی ۴۸ روزه بر رشد وزنی (چپ) و تبدیل خوراک جوجههای گوشتی (راست؛ براساس روش و همکاران، ۲۰۰۴).”
یافتهها نشان دادند که در شرایطی که تنها خوراک آغازین تغذیه شد، بهترین عملکرد حاصل شد، بهویژه از نظر ضریب تبدیل خوراک، در حالی که تغذیهی صرفاً خوراک پایانی، منجر به ضعیفترین عملکرد شد. با این حال، ترکیبهای مختلفی از سه مرحلهی تغذیه، نتایج قابل قبولی داشتند. ارزیابی دادهها با استفاده از روش سطح پاسخ نشان داد که، برای به حداکثر رساندن عملکرد رشد، خوراک آغازین باید به مدت ۳۷ روز داده شود و خوراک رشددهنده به مدت ۱۱ روز. به همین ترتیب، این نتیجه برای بهینهسازی بازده گوشت سینه نیز صادق بود.
محاسباتی که رشد، ضریب تبدیل خوراک و هزینهی تغذیه را همزمان بهینهسازی کردند، توصیه کردند که خوراک آغازین به مدت ۱۸ روز و خوراک رشددهنده به مدت ۳۰ روز داده شود. در این آزمایش، خوراک پایانی به طور کامل حذف شد، که ممکن است به ترکیب نامناسب جیره غذایی و در نتیجه محدود شدن عملکرد مرتبط باشد. به عبارت دیگر، سطح بالاتر اسیدهای آمینه در خوراک آغازین و خوراک رشد، بهترین پاسخ را فراهم کرد و در نتیجه، بهترین ضریب تبدیل خوراک حاصل شد، که بهسرعت به افزایش سودآوری منجر شد.
یک دورهی رشد کوتاهتر را میتوان با افزایش تأمین اسیدهای آمینه در خوراک پایانی جبران کرد.
پرسش دربارهی اینکه آیا و تا چه حد کوتاه کردن یا طولانی کردن دورهی پایانی بهجای دورهی رشددهنده، بر عملکرد و سودآوری تولید جوجههای گوشتی تأثیر میگذارد، در یک آزمایش تغذیهای که توسط شرکت Aviagen در اسکاتلند انجام شد، بررسی گردید. همچنین، این مطالعه برای بررسی این موضوع انجام شد که آیا اثرات احتمالی تغییر طول دورهها را میتوان با تنظیم تأمین اسیدهای آمینه جبران کرد.
در مجموع، ۸۶۴۰ جوجهی گوشتی نر و مادهی یکروزه از نژاد Ross 308 بهطور مساوی در ۹۶ قفس کفپوش توزیع شدند (۹۰ جوجه در هر قفس). جیرههای آزمایشی بر اساس توصیههای Ross (Ross، ۲۰۰۲ = ۱۰۰٪، جدول ۱) تنظیم شدند.
تمامی پرندگان به مدت ۱۰ روز خوراک آغازین دریافت کردند. در حالی که ترکیب خوراک رشد برای تمامی پرندگان یکسان بود، مدتزمان این مرحله متغیر بود. بهطور مشخص، با در نظر گرفتن مدت زمان توصیهشدهی ۱۸ روز (تا روز ۲۸)، مرحلهی رشد یا یک هفته کوتاهتر شد (تا روز ۲۱) یا یک هفته طولانیتر شد (تا روز ۳۵). با توجه به اینکه سن نهایی تمامی جوجههای گوشتی ۴۹ روز بود، مرحلهی پایانی نیز به همان نسبت طولانیتر یا کوتاهتر شد.
علاوه بر این، جوجهها در مرحلهی پایانی سطوح افزایشیافتهای از پروتئین متوازن دریافت کردند (جدول 2، بر پایهی اسیدهای آمینهی قابلهضم). سطوح اسیدهای آمینه برای پرندگان ماده بین ۷۰ تا ۱۰۰٪، و برای پرندگان نر بین ۸۰ تا ۱۲۰٪ از توصیههای Ross متغیر بود (۱۱۰٪ کنار گذاشته شد)، زیرا براساس تحقیقات پیشین، برای جوجههای گوشتی ماده، منحنی پاسخ عملکرد هموارتر در نظر گرفته شده بود.
تحلیلها سطح هدفگذاریشدهی اسیدهای آمینه را تأیید کردند. محتوای انرژی خوراکها به ترتیب 3010 کیلوکالری انرژی قابلمتابولیسم در هر کیلوگرم در مرحلهی آغازین، 3150 کیلوکالری در مرحلهی رشد، و 3180 کیلوکالری در مرحلهی پایانی بود. این همچنین نشان میدهد که خوراک رشدد ۱۰۰٪ فقط بهطور جزئی از نظر محتوای انرژی با خوراک پایانی ۱۲۰٪ تفاوت داشت—که جزئیات مهمی در تفسیر یافتهها محسوب میشود.

شکل ۶ تأثیرات تغییر طول دورههای تغذیه و افزایش سطح پروتئین متوازن در خوراک پایانی بر ضریب تبدیل های خوراک در جوجههای گوشتی را نشان میدهد.
برای هر دو جنس، هم طولانیتر شدن دورهی رشد و هم افزایش تأمین اسیدهای آمینه منجر به بهبود ضریب تبدیل خوراک شدند. بهترین ضریب تبدیل ها با طولانیترین دورهی رشد و بیشترین میزان تأمین اسیدهای آمینه مشاهده شد.
در میان سه تیمار با پروتئین متوازن ۱۲۰٪ در جوجههای نر هیچ تفاوتی مشاهده نشد. این مسئله احتمالاً به این دلیل است که تأمین اسیدهای آمینه در انتقال از خوراک رشد به خوراک پایانی تغییری نکرد و تأمین انرژی از طریق خوراک رشد محدودکنندهی عملکرد نبود.
به طور کلی، این یافتهها نشان میدهند که با کوتاه شدن دورهی رشد، سطح عملکرد فقط در صورتی قابل حفظ است که تأمین اسیدهای آمینه در خوراک پایانی افزایش یابد.
برای جوجههای ماده، حتی میتوان حدس زد که سطح بهینهی پروتئین متوازن در حدود ۱۱۰٪ از اعداد توصیهشده باشد.

شکل 6: اثرات افزایش تدریجی سطح پروتئین متعادل در جیره های تکمیلی تغذیه شده از روزهای 21، 28 یا 35 تا روز 49 به جوجه های گوشتی نر (سمت چپ) و ماده (راست)، بر ضریب تبدیل خوراک
بهعنوان یک تقریب اولیه برای تحلیل سودآوری، میتوان اثرات عامل کارایی تولید (PEF) را در نظر گرفت، شاخصی که ضریب تبدیل خوراک، عملکرد رشد، نرخ مرگومیر، و سن نهایی پرنده را ترکیب میکند (شکل ۷).
بار دیگر، روند مشخصی مشاهده شد که افزایش مدت زمان دورهی رشد و افزایش سطح پروتئین متوازن، کارایی تولید را بهبود بخشیدند. همچنین، بالاترین سطوح اسیدهای آمینه و طولانیترین دورههای رشد ترکیب بهینه را نشان دادند.
تأثیر افزایش تأمین اسیدهای آمینه در طولانیترین دورهی پایانی (از روز ۲۱) برای هر دو جنس بیشترین تأثیر را داشت. این موضوع به این دلیل است که زمانی که جیره غذایی با ۷۰٪ (برای مادهها) یا ۸۰٪ (برای نرها) از سطح توصیهشده آغاز میشود، جوجهها برای مدت بیشتری در شرایط کمبود یا زیر حد بهینه قرار میگیرند، اگر این جیره از روز ۲۱ شروع شود، در مقایسه با زمانی که تغییر به خوراک پایانی تا روز ۳۵ به تأخیر بیفتد.

شکل 7: ضریب راندمان تولید (PEF*) به عنوان تابعی از سطح پروتئین متعادل جیره در خوراک فینیشر و زمان معرفی خوراک نهایی برای جوجه های گوشتی نر (سمت چپ) و ماده (راست)
* PEF= ((نرخ بقا، %* وزن نهایی، کیلوگرم) / (سن، روز * ضریب تبدیل خوراک، /کیلوگرم)) × 100
دادههای آزمایش همچنین برای محاسبات سودآوری مورد استفاده قرار گرفتند. این محاسبات در شکل ۸ نشان داده شدهاند و بر اساس فرضیاتی از جمله قیمت خوراک ۱۵۹.۶۰ پوند به ازای هر تن برای خوراک آغازین و ۱۵۴.۷۰ پوند به ازای هر تن برای خوراک رشددهنده انجام شدهاند.
قیمتهای مربوط به خوراک پایانی با سطوح ۷۰، ۸۰، ۹۰، ۱۰۰ و ۱۲۰ درصد به ترتیب ۱۲۹.۷۰، ۱۳۴.۵۰، ۱۳۹.۸۰، ۱۴۵.۰۰، ۱۵۰.۰۰ و ۱۵۵.۰۰ پوند (تمام قیمتها بر حسب پوند/تن) بوده است. قیمت هر کیلوگرم گوشت سینه نیز ۴.۰۰ پوند در نظر گرفته شد.
محاسبات بر اساس وزنهای نهایی استاندارد شدهی ۳ کیلوگرم برای پرندگان نر و ۲.۵ کیلوگرم برای پرندگان ماده انجام شد.
از آنجا که چندین شبیهسازی نشان دادند که ماهیت کلی نتایج بهسختی تحت تأثیر تغییر در هزینهی پروتئین خوراک، تغییر درآمدها یا وزنهای هدف قرار میگیرد، نتایج بهطور کلی در یک مقیاس نسبی ارائه شدهاند.
محاسبات بهوضوح نشان میدهند که دورهی رشددهنده نباید بدون تنظیم مناسب سطح اسیدهای آمینه در خوراک کوتاه شود. برعکس، شبیهسازیها نشان دادند که تأمین مقدار بالای اسیدهای آمینه تا زمان کشتار، چه از طریق طولانی کردن مرحلهی رشددهنده و چه با افزایش سطح اسیدهای آمینهی جیرهی در خوراک پایانی در دورهی رشددهندهی کوتاه، سودآوری را بهبود میبخشد (شکل ۸).

شکل 8: سودآوری (مقیاس نسبی، 100٪ = توصیه راس) تولید جوجههای گوشتی (رشد + بخشبندی) هنگامی که سطوح پروتئین متعادل از روز 11، 28 یا 35 تغذیه میشود تا به 3 کیلوگرم (نرها، چپ) یا 2.5 کیلوگرم (مادهها، سمت راست) برسد.
این تحقیق به بررسی تأثیر طول فاز آغازین بر تغذیه و رشد جوجههای گوشتی پرداخته است.
آزمایش در ایستگاه تحقیقاتی Aviagen Ltd در اسکاتلند انجام شد و تنها بر روی جوجههای گوشتی نر از نژاد Ross 308 متمرکز بود.
در این مطالعه، طول فاز آغازین به هزینه فاز رشد بین 7، 14 و 21 روز متغیر بود، و از روز 28 به بعد همه جوجهها خوراک پایانی دریافت کردند. علاوه بر این، مشابه آزمایش قبلی، سطح اسیدهای آمینه در خوراک آغازین در سه سطح 80، 100 و 120 درصد توصیههای استاندارد Ross تنظیم شد. در فاز رشد نیز دو سطح مختلف 90% و 110% از مقدار توصیهشده اعمال شد که در نهایت منجر به 18 ترکیب تغذیهای مختلف شد.
ترکیب خوراک پایانی مطابق با توصیههای استاندارد تنظیم شده بود. میزان انرژی خوراک در فازهای مختلف به ترتیب 12.6 مگاژول انرژی متابولیسمی بر کیلوگرم در فاز آغازین، 13.2 مگاژول در فاز رشد، و 13.3 مگاژول در فاز پایانی بود. کل دوره پروار 42 روز طول کشید.
این مطالعه نشان داد که طول فاز آغازین و سطح اسیدهای آمینه میتواند تأثیر چشمگیری بر رشد جوجهها بگذارد، به ویژه زمانی که سطح مواد مغذی به دقت تنظیم شده باشد. برای دستیابی به عملکرد مطلوب، باید تعادلی بین مدت زمان فازهای مختلف و سطح تغذیه حفظ شود.
نتایج بهدستآمده در این آزمایش به اندازهی آزمایش قبلی قطعی نبود. با این حال، پس از فاز آغازین—صرفنظر از مدت زمان آن—واکنش مشخصی به سطوح اسیدهای آمینهی غذایی مشاهده شد: وزن بدن جوجههایی که با جیرهی آغازین 80% تغذیه شدند، 10 تا 15 درصد کمتر بود، در حالی که وزن جوجههایی که با جیرهی 120% تغذیه شدند، تقریباً 5 درصد بیشتر از سطح توصیهشدهی 100% پس از فاز آغازین (با طولهای مختلف) بود. افزایش سطح اسیدهای آمینه از 90% به 110% در جیرهی رشد، منجر به افزایش میانگین وزن نهایی به میزان تقریبی 3% شد.
این تحقیق نشان داد که صرفنظر از میزان پروتئین موجود در جیرهی رشد، تأمین 80 درصد اسیدهای آمینه در فاز آغازین تأثیر منفی بر رشد وزن بدن جوجههای گوشتی داشت (تصویر 9). افزایش سطح اسیدهای آمینه به 100 درصد تأثیر واضحی بر وزن نهایی داشت، که نشاندهندهی اهمیت تأمین مناسب اسیدهای آمینه در مراحل اولیهی رشد است.
افزایش بیشتر اسیدهای آمینه به 120 درصد تنها زمانی تأثیر مثبت داشت که در فاز رشد نیز سطح بالای اسیدهای آمینه (110 درصد) دنبال میشد، و این تنها در صورتی اتفاق میافتاد که جیرهی آغازین حداقل به مدت 14 روز تغذیه میشد. احتمالاً در صورت تغییر زودهنگام جیره در روز 7، جوجهها در مصرف پلتها نسبت به خوراک دانهای (کرامب) جیرهی آغازین دچار مشکل شدند.
دادههای مربوط به رشد نشان دادند که برای بهینهسازی عملکرد، بهتر است جیرهی آغازین با 120 درصد اسیدهای آمینه به مدت 14 تا 21 روز تغذیه شود و پس از آن جیرهی رشد با 110 درصد اسیدهای آمینه مصرف گردد. پاسخهای مشابهی نیز توسط Wijtten و همکاران (2004b) گزارش شده است.
جدول 2: پروفایل اسید آمینه قابل هضم جیره های آزمایشی تغذیه شده در آزمایش دوم با جوجه های گوشتی راس 308 تا سن 42 روزگی


شکل 9 – وزن نهایی جوجههای گوشتی 42 روزه که با جیرههای آغازین حاوی سطوح افزایشی پروتئین متعادل به مدت 7، 14 یا 21 روز تغذیه شدهاند و جیرههای رشد با سطح اسید آمینه کاهشیافته (90٪، سمت چپ) یا افزایشیافته (110٪، سمت راست) دریافت کردهاند.
به طور کلی، فاز آغازین تأثیر چندانی بر ضریب تبدیل خوراک نهایی ندارد، زیرا در مقایسه با کل مصرف جیره، مقدار نسبتاً کمی از خوراک در این مرحله مصرف میشود. در مقابل، فاز رشد تأثیر بیشتری در این زمینه دارد.
در تصویر 10 به وضوح دیده میشود که جوجههای گوشتی که در فاز رشد با جیرههای دارای سطوح بالاتر اسیدهای آمینه تغذیه شدند، عملکرد بهتری در ضریب تبدیل خوراک داشتند. این اثر که با نتایج آزمایش قبلی نیز سازگار است، در پژوهشهای تجربی گزارششده توسط Wijtten و همکاران (2004a, b) و Lemme و همکاران (2006) نیز مشاهده شد، که در آنها جوجههای گوشتی سطوح افزایشی پروتئین متعادل دریافت کردند.
در حالی که در صورت تأمین مقدار کم اسیدهای آمینه (90٪ توصیهها) در دوره رشد، هیچ روند پاسخدهی مشخصی در تبدیل خوراک مشاهده نشد، دادههای مربوط به جوجههایی که 110٪ اسیدهای آمینه دریافت کردند نشان داد که افزایش تدریجی سطح اسیدهای آمینه در جیره آغازین میتواند تأثیر مثبتی داشته باشد، حداقل در صورتی که این جیره برای 14 یا 21 روز مصرف شود.

شکل 10 – این تصویر نشاندهندهی ضریب تبدیل خوراک در جوجههای گوشتی 42 روزه است که جیرههای آغازین با سطوح افزایشی پروتئین متعادل را به مدت 7، 14 یا 21 روز دریافت کردهاند. سپس در فاز رشد، این جوجهها با جیرههایی تغذیه شدهاند که یا دارای سطح کاهشیافتهی اسیدهای آمینه (90٪، سمت چپ) یا سطح افزایشیافتهی اسیدهای آمینه (110٪، سمت راست) بودهاند.
مطالعات نشان دادهاند که تأثیرات بر بازده گوشت سینه در شکل 11 مشخص شده است. نتایج بهدستآمده نشان دادند که بازده گوشت سینه تحت تأثیر همه عوامل متغیر بوده است. تغذیه با 110٪ اسیدهای آمینه در فاز رشد، به طور کلی منجر به افزایش بازده گوشت سینه شد.
بر خلاف پاسخهای مشاهدهشده در افزایش وزن و بهویژه ضریب تبدیل خوراک، تأثیرات ناشی از سطوح پروتئین متعادل در جیره آغازین و مدتزمان تغذیهی آن نسبتاً پایدار بود و حتی زمانی که جوجهها جیرهی رشد 90٪ دریافت کردند، این اثرات برجستهتر شدند. به همین ترتیب، بالاترین بازده گوشت سینه در بالاترین سطح اسیدهای آمینه و طولانیترین دورهی آغازین به دست آمد.

شکل 11 – این تصویر نشاندهندهی بازده گوشت سینه در جوجههای گوشتی 42 روزه است که با جیرههای آغازین دارای سطوح افزایشی پروتئین متعادل به مدت 7، 14 یا 21 روز تغذیه شدهاند. سپس در فاز رشد، این جوجهها با جیرههایی تغذیه شدهاند که یا دارای سطح کاهشیافتهی اسیدهای آمینه (90٪، سمت چپ) یا سطح افزایشیافتهی اسیدهای آمینه (110٪، سمت راست) بودهاند.
نتایج آزمایش دوم نشان داد که تأمین اسیدهای آمینه در مراحل آغازین و رشد تأثیر قابل توجهی بر عملکرد کلی جوجههای گوشتی داشته است. در این زمینه، به نظر میرسد که طولانی کردن فاز آغازین از 7 به 21 روز، همراه با افزایش سطح اسیدهای آمینه در جیرههای آغازین و رشد، موجب بهبود رشد، ضریب تبدیل خوراک و بهویژه بازده گوشت سینه میشود، که نشاندهندهی نیاز بالای جوجههای جوان به اسیدهای آمینه است.
این یافتهها اساساً با نتایج مطالعهی قبلی که در آن مدت زمان فاز رشد متغیر بود، و همچنین با تحقیقات ذکرشده و گزارششده در منابع علمی، سازگار است. در نهایت، ملاحظات اقتصادی و محاسبات مربوط به سودآوری تعیینکنندهی طول بهینهی فازهای تغذیه و میزان تأمین اسیدهای آمینه در هر مرحله خواهند بود، همانطور که در تحقیقات انجامشده توسط Roush و همکاران (2004) و Aviagen Ltd. (آزمایش اول) گزارش شده است.
مکملسازی گندم – نسبت مخلوط برای موفقیت حیاتی است
روش مکملسازی با گندم کامل که در دانمارک اجرا میشود، به شرایط ایدهآل تغذیهی مرحلهای نزدیک است، زیرا از روز هفتم به بعد، کنسانتره با دانههای کامل گندم مخلوط میشود. این روش امکان تنظیم روزانهی جیره غذایی را بر اساس نیازهای تغذیهای با تغییر نسبت گندم و کنسانتره فراهم میکند.
در اصل، چنین تنظیماتی را میتوان با مخلوط کردن دو خوراک ترکیبی نیز انجام داد. افزایش میزان گندم در خوراک به معنای نوعی رقیقسازی مواد مغذی است. برخی از تولیدکنندگان، در حالی که با هدف افزایش سودآوری تولید جوجههای گوشتی میزان گندم را افزایش میدهند، از پیامدهای احتمالی این تغییر بر عملکرد جوجههای گوشتی غافل میمانند.
در دانمارک، سرویس مشاوره کشاورزی دانمارک یک آزمایش روی جوجههای گوشتی برای بررسی این موضوع انجام داد (Balle و Petersen، 2006). تا سن کشتار، جوجههای گوشتی به طور متوسط 16، 22 یا 28 درصد گندم آسیابنشده اضافهشده به کنسانتره دریافت کردند.
- خوراک آغازین (روزهای 1-7)، خوراک رشد (روزهای 8-32) و خوراک پایانی (روزهای 33-36) مطابق با استاندارد دانمارک تنظیم شده بود و حاوی:
- میزان انرژی متابولیسمی: 12.5، 12.3 و 12.3 MJ ME/kg
- میزان پروتئین: 22، 22.4 و 23.0 درصد
- لیزین: 1.5، 1.3 و 1.4 درصد
- متیونین + سیستئین: 1.1، 0.9 و 0.9 درصد
گندم مصرفی حاوی 12.5 MJ ME/kg انرژی، 10.4 درصد پروتئین، 0.32 درصد لیزین و 0.39 درصد متیونین + سیستئین بود.
به دلایل فنی، نسبت گندم به کنسانتره بهجای تنظیم روزانه، هر 3-4 روز تغییر میکرد. بنابراین، جوجههای گوشتی با جیره 22 درصد، که مطابق با استاندارد دانمارک بودند، ابتدا از روز 7 با 6 درصد گندم تغذیه شدند و این مقدار بهتدریج تا روز 32 به 32 درصد افزایش یافت (تصویر 12)
نتایج بهدستآمده به وضوح نشان داد که افزایش درصد گندم به هزینهی کنسانتره، تأثیر منفی بر عملکرد جوجههای گوشتی (در هر دو جنس) داشت (شکل 12).
- عملکرد رشد بهتدریج با افزایش درصد گندم کاهش یافت، در حالی که تبدیل خوراک افزایش پیدا کرد.
- این اثرات بهطور مشخص از روز 21 به بعد مشاهده شد.
- علاوه بر کاهش شدید در بازده گوشت سینه، کاهش راندمان لاشه و افزایش ذخیرهی چربی نیز گزارش شد، بهویژه زمانی که مقدار گندم در جیره بهطور میانگین به 30٪ رسید.
این اثرات بر عضلهی سینه بار دیگر حساسیت بالای آن به تأمین اسیدهای آمینه را نشان میدهد.
در نهایت، نسبت بهینهی گندم به کنسانتره به محدودیتهای مقرونبهصرفه بودن مرتبط است. افزایش درصد گندم هزینهی جیره را کاهش میدهد، که در برخی موارد ممکن است کاهش عملکرد جوجهها را جبران کند.
محاسبهی چنین سناریوهایی به متغیرهای مختلفی بستگی دارد، از جمله هزینههای مواد اولیه، هزینههای ثابت، قیمتگذاری لاشه، و غیره، که امکان ارائهی یک تفسیر کلی و قابل تعمیم را دشوار میسازد.
علاوه بر نسبت اختلاط گندم و کنسانتره، ترکیب کنسانتره نیز اهمیت زیادی دارد. با در نظر گرفتن مطالعات انجامشده توسط Aviagen Ltd. و تحقیقات پیشین، میتوان حدس زد که برای هر نسبت اختلاط، سطوح بهینهای از مواد مغذی در کنسانتره وجود دارد.
طول فازهای تغذیه و ترکیب جیره باید با نیازهای تغذیهای همخوانی داشته باشد و از نظر اقتصادی بهینهسازی شود.
به طور خلاصه، تغذیه باید تأمین مناسب اسیدهای آمینه را تضمین کند. به لحاظ نظری، این هدف را میتوان با افزایش تعداد فازهای تغذیهای یا با تنظیمات روزانهی جیره بهطور موفقیتآمیز تحقق بخشید.
تأمین بهینهی اسیدهای آمینه تنها تابع عملکرد زیستی نیست، بلکه به عوامل متعددی از جمله صرفهی اقتصادی وابسته است.
از سوی دیگر، تأکید شده که طول فازهای تغذیه یا، در مورد مکملسازی با گندم کامل، نسبت اختلاط گندم و کنسانتره نباید بدون تنظیم مواد مغذی در جیره تغییر کند تنها بهدلیل کاهش هزینهها، زیرا در غیر این صورت، عملکرد جوجهها کاهش مییابد و این امر بر سودآوری کلی تأثیر منفی خواهد داشت.

این تصویر (شکل 12) نمایشدهندهی برنامهی تغذیه (بالا، سمت چپ) و تأثیرات افزایش میزان گندم کامل بر وزن نهایی (بالا، سمت راست)، تبدیل خوراک (پایین، سمت چپ) و بازده گوشت سینه (درصد لاشه، پایین، سمت راست) در جوجههای گوشتی 36 روزهی ماده (سبز تیره) و نر (سبز روشن) است.
مطالعه توسط Dansk Landbrugsradgivning، دانمارک انجام شده است.